***4
زمانی که اصطلاح مسئله را به کار می بریم شرایط یا اتفاقاتی را در نظر داریم که به نوعی به سازمان خسارت زده یا آن را تهدید می کند و نیز شرایط یا اتفاقاتی مورد نظر است که به نوعی در بهبود سازمان موثر بوده یا فرصت بهبود را برای سازمان فراهم میاورد.
کامپیوتر را می توان در هر دو مسئله به کار برد. مسئله می تواند خوب یا بد باشد.
مسئله گشایی کار پاسخگویی موفقیت امیز به هر دو نشانه ضعف و قوت است.
***5
مدیر عموما“ روی علل داخلی نسبت به علل خارجی کنترل بیشتری دارد.
تاثیرات محیطی:اصطلاح محیط به انچه در خارج از موسسه است بکار گرفته می شود
هماند جامعه محلی -رقابت-اقتصاد-اعتصاب یا خارج شدن موسسه ای وابسته به سازمان موردنظرو...
تاثیرات داخلی: در این مورد موسسه خود باعث بروز مسئله می شود. به طور مثال ممکن است موسسه ای علاقه بدنبال کردن راه خاصی را داشته باشد اما منابع لازم را در اختیار نداشته باشد.تضاد اهداف شخصی –ناکافی بودن سرمایه –عدم بازاریابی مناسب و مشکلات ناشی ا ز منابع و نیروی انسانی می تواند نمونه هایی از این مورد باشد.
***6
در این کتاب واژه مدیر به حل کننده مسئله گفته می شود.
چه کسی مسئله را حل می کند؟کار کنا ن یک موسسه که درگیر حل یک مسئله می شوند به سه دسته مدیران- غیر مدیران و متخصصین تقسیم میگردند.
مدیر: مدیر کسی است که فعالیت دیگران را هدایت می کند.انها در قبال هر کسی در موسسه مسئولیت دارندحتی در مقابل منابع غیر انسانی هم همینطور اعم از تجهیزات- امکانات- مواد- پول و غیره.(مدیران در حل مسائل در حوزه های خود می توانند از افرادی همانند غیر مدیران یا متخصصین کمک بگیرند.
غیر مدیر:کسی است که فعالیت دیگران را هدایت نمی کند همانند منشی ها -کارگران کارخانه و کارمندان فروش.اگر مسئله ای بروز کند یک فرد غیر مدیر می تواند بدون اطلاع به مدیر ان را حل کند.
متخصصین:تعدادی از افراد یک موسسه در حل یک مسئله تخصص دارند که می توانند دستیار مدیر در شناسایی و حل انواع خاصی از مسائل باشند همانند بازرسان داخلی یا مهندسین صنایع
***8
افراد دیگری نیز از خارج سازمان به موسسه کمک می کنند همانند مشاوران که جهت حل برخی مسائل خاص فرا خوانده می شوند یا بازرسان خارجی و یا تامین کنندگان مواد اولیه و غیره.
حل مسئله بیشتر یک کار گروهی بوده نه یک کار انفرادی .یک مدیر خوب از تمام امکانات موجود برای نیل به بهترین راه حل استفاده می کند.
چهار مرحله اساسی در حل مسئله:
1.مدیران مسئله را تشخیص می دهند(این اقدام مقدم بر سایر اقدامات دیگر است)
2.گزینه های مختلف را ارزیابی می کنند.(بر اساس تجربه)
3.بهترین راه حل را اجرا می کنند.
4.به منظور حصول اطمینان از کار کردن راه حل ان راپیگیری می کنند.
نقش تصمیم گیری در حل مسئله:
اصطلاحات حل مسئله و تصمیم گیری دارای معانی یکسانی نیستند. یک تصمیم یک راه حل است. مدیر در هر چهار مرحله اساسی حل مسئله به نوعی تصمیم گیری می کند.
***9
شخص حل کننده مسئله باید برای اتخاذ هر تصمیمی اطلاعات داشته باشد.اطلاعات تردید در خصوص تعریف مسئله و نیز ابهام پتانسیل اثربخشی راه حل را کاهش می دهد.اطلاعات می توانند در نتیجه فراگیری و یا تجربه از ذهن شخص حل کننده تراوش کند و می تواند در محفظه های بایگانی و یا در کامپیوتر ذخیره یا بازیابی شود.
***10
nضرورت یک سیستم اطلاعات کامل
مدیران و متخصصین اطلاعات هر دو می دانند که حل کنندگان مسئله به اطلاعاتی بیش از انچه در کامپیوتر ذخیره می شود نیاز دارند.زمانی که اصطلاح سیستم اطلاعات کامل را به کار می گیریم منظور سیستمی نیست که دارای همه چیز باشد. بلکه سیستمی است موردنظر است که توانایی جمع اوری اطلاعات از تمام منابع و به کار گیری تمام وسایل جهت ارائه اطلاعات را داشته باشد.سیستم شامل هر دو بخش رسمی و غیر رسمی است.